زیر سایه سکوت کلیسا
و البته
کاخ سفید خواهد سوخت
و بر خواهد افروخت
وقتی آتش به پرده های معبد ضرار بیفتد
و پابرهنه ها
در قلب منطقه صفر
و پیش چشمان اهریمن
روی به خدای رحمان نماز بگذارند
آری
للبیت ربٌ
و انا رب الابل
که خدای می داند و ابابیل
که با ایل و تبار ابرهه و فیل
چه باید کرد
بترس اوباما
که او با ماست
و هو هوست
و ما به او مطمئنیم
و قرآن…
بر قلب های ما نوشته است
نه آنگونه که ماشین های دروغگوی چاپ اسکناس
در لس انجلس
عصاره انجیل را
بر پاره های دلار کثیف
اختلاس کرده اند
و نه آن گونه که احزاب همجنس باز
و اوباش ایمان سوز
گریهء مسیح را
بر بالای صلیب دیگری درآورده اند
و پیراهن غریب قرآن را
به دستان آلودهء شرک
پاره می کنند
اگر چشم بگشایی
هنوز هم که هنوز است
زخم های پیشانی مسیح باز است
و از شریان های بگشودهء یحیی
خون می جوشد
و هنوز هم که هنوز است
یهودا
عهده دار سعایت است
بیخ گوش کلیسا
و در راه روهای کاخ و کنگره
و زبور و تورات و انجیل شاهدند
که مجسمهء مهربان مریم
و روح معبد فاطیما*
و حتی قامت خمیده ترزا و تن بیمار برنادت**
می لرزیدند
وقتی قرآن از حماقت شما
زیر سایه سکوت کلیسا
لبخند بر چهره داشت
آه…
و چقدر سخت است
وقتی نتوانی به آن شیطان پرست
و کشیش شهوت شیمون پرز
حتی بوزینه بگویی
که فضلهء بوزینه های معبد میمون ها نیز
بر شعور آن نو زبالهء عصر نئوابرهیزم
شرف دارد
پس بترس
ای اوباما..! ابن ابرهه!
که ما ابنای ابراهیم،
و از تبار حرمت کعبه ایم
و طبس را
با تعفن لاشه های مذاب سربازانت
و دهان های گشاده
و چشمان گرد و برامده هلیکوپترهایت
در مصاف قهر خدایمان
وقتی همه در خواب بودند
دیده ایم
و تو هم دیده ای
و بهتر از هر کس دیگری در این قرن
می فهمی معنای “تذلیل” را
و اینکه “کاه نشخوار شده” یعنی چه؟***
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم دی ۱۳۸۹ ساعت 17:0 توسط عباسي
|
