
ديگر تنها نيستم(نگاه)
مهناز رئوفي
نويسنده كتاب سايه شوم (خاطرات زن نجات يافته از بهائيت).
اشاره
خانم «مهناز رئوفي» «زن نجات يافته از بهائيت» اين روزها پس از چاپ خاطرات خود به نام «سايه شوم» بسيار مورد توجه عموم قرار گرفته است.
نكات جالب و خواندني خاطرات وي موجب شده است، تا خوانندگان بيشماري با او مكاتبه كنند.
در ميان مكاتبه كنندگان برخي از افراد بهايي نيز يافت مي شوند، يكي از كسانيكه در بهائيت پير شده است، براي نويسنده كتاب «سايه شوم» نامه نوشته است. نويسنده كتاب نيز با ذكر بخشي از نامه به او پاسخ داده است.
خواندن اين نامه، خوانندگان گرامي را به تماشاي تفاوت نگاهها در دو وادي حق و باطل مي برد كه يكي چگونه در دام ذلت تشكيلاتي و ديگري در عزت و شوكت مي زيد؟! در زير نامه خانم رئوفي در پاسخ يكي از بهائيان كه مايل به افشاي نام خود نمي باشد و پاسخ خانم رئوفي را مي خوانيم
مدير مسئول محترم روزنامه كيهان
با سلام؛
«پس به ياد من باشيد، تا به ياد شما باشم، و شكر مرا گوييد و (در برابر نعمتهايم) كفران نكنيد» سوره بقره آيه 152
و اين صداي اوست كه در گوش زمان مي پيچد، اي كاش ما بندگان ناسپاس، كائنات را اسوه خود مي كرديم كه شبانه روز در تسبيح و ستايش خالق خويشند و ما كه معبود و معشوقي چون او داريم از چه رو احساس تنهايي كنيم، از چه رو به خود نباليم، بعد از چاپ كتاب سايه شوم در پاورقي روزنامه كيهان جاني دوباره و رمقي تازه يافتم احساس تنهايي بهانه اي است كه نفس وسوسه گر براي فرار ازانجام فرايضش به انسان تلقين مي كند و من با شنيدن صداي پر مهر خوانندگان كتاب «سايه شوم» و خواندن نامه هاي سرشار از احساس و عواطف انساني شان بر خود فرض و واجب دانستم كه راهم را مجدانه ادامه دهم و با روحيه اي شاد و ايماني مضاعف و انگيزه اي قوي در افشاي بطالت و انحراف فرقه بهائيت گام بردارم، به كدام زبان و به چه بيان اينهمه مهر و محبت بي شائبه را پاسخگو باشم كه هر حرف و هر كلمه اين ياران دلسوز امام زمان(ع) بر توانم افزود و مرا هادي شد. چه تشويق ها و تحسين ها و چه آن نكته هاي ناب كه در انتقادها و پيشنهادها بود، اي كاش مي توانستم همه نامه ها را در معرض ديد خوانندگان بگذارم كه چه عاشقان بي رنگ و ريايي در اين مرز و بوم زندگي مي كنند كه تنها به عشق خدا و به عشق آخرين دين خدا و به عشق ائمه هدي (ع) به خود زحمت هر كاري را مي دهند و پاداشي جز رضايت مونس يكتا نمي خواهند از روزنامه كيهان كمال تشكر و امتنان را دارم كه با آنهمه كثرت كار مجالي به نوشته هاي ناقابل من داد و اين چنين موجب سرور معنوي حقير شد با چاپ كتاب «سايه شوم » كه ابتدا بصورت پاورقي در روزنامه به چاپ رسيد از گوشه گوشه اين سرزمين هميشه سبز و حتي خارج از ايران از بطن كشورهاي غربي نامه هايي به دستم رسيد كه حاكي از لطف سرشار مردم بود، من نيز با يك يك آنها تماس گرفته و دريافتم كه تنها نيستم، برادران و خواهران ايماني ام در كنار من هستند. دوستان فراواني يافتم كه بي تكلف مرا به خانه هايشان دعوت كرده بودند. از جوان و نوجوان، از سالمندان و سالخوردگان، از هر صنف و هر طبقه از مسلمان و غير مسلمان.
بد نيست گوشه هايي از نامه يك پدر محترم را كه از بهائيان است با هم بخوانيم تا جو محصور و مخوف تشكيلات بهايي را بيشتر دريابيم؛«حضور محترم سركار خانم «مهناز رئوفي» نويسنده توانا، دلير و شجاع
سلام و درود فراوان و هم چنين آفرين و صد آفرين.
قبل از هر چيز لازم مي دانم خود را معرفي كنم (اسم و مشخصات محفوظ است) بهايي زاده، سن 82 سال از تهران، دو كتاب از شما يكي به نام «سايه شوم » و ديگري «مسلخ عشق» هر كدام را دو بار مطالعه كردم و باور بفرماييد لذت فراواني بردم. بايد بگويم از كودكي تاكنون كه به اين سن رسيده ام براي اين دين ساختگي و تحفه استعمار چه رنج ها و مشقت ها كه نكشيدم و حالا هم در غياب زن و فرزند ناچارم كه اين كتاب ها را يا در پارك ها و يا در منزل دوستانم با احتياط و ترس بخوانم.
مطالب ديگر از اين تشكيلات را خوانده و ديده ام باشد تا وقت ديگر به آگاهي شما خواهم رساند.
اين را هم بگويم كه برخي از خوانندگان كتاب هاي شما بهائي ها و يا به قول ديگر احباء هستند كه مخفيانه و به طور احتياط مي خوانند كه مبادا طرد شوند چون كتاب هاي شما بازار سياه پيدا كرده خواهشمندم بهر طريقي كه مي دانيد امر بفرماييد بيشتر چاپ كنند. خداوند همه نعمت را به شما تمام كرده شاكر و خرسند باشيد و مطمئن باشيد تشكيلات دوست ندارد چنين كسي را از دست بدهد...
به آدرس من نامه اي ندهيد چون آخر پيري دچار ناراحتي و دردسر مي شوم بنابراين بگذاريد مكاتبه فقط از طرف من باشد. شما را به خدا مي سپارم و آرزوي موفقيت شما شيرزن را از درگاه الهي خواستارم.»
پاسخ خانم مهناز رئوفي
وجود چنين نامه هايي به من قوت قلب مي دهد. از ايشان به خاطر لطف و محبت پدرانه متشكرم، در ضمن درج نام و سرگذشتم در روزنامه باعث شد اقوام و آشنايان قديمي كه سال ها پيش از من از بهائيت خارج شده و به اسلام عزيز پيوسته بودند مرا دوباره باز يابند و با من ارتباط حاصل نمايند و اين از لطف و مرحمت پروردگار متعال است كه مجير و دستگير هدايت يافتگان است كه هزاران شكر و سپاس درگاه مقدسش را سزاست.
در پايان بدين وسيله مي خواهم از همه ياران و بزرگواران تمنا كنم كه مرا در تحرير كتاب بعدي كه سرگذشت طاهره (قره العين) در دشت بدشت است ياري بفرمايند و هر آنچه دراختيار دارند به صورت اماني دراختيار بنده حقير بگذارند تا زبان قاصر ما گوياي صداقت تاريخ شود و فرياد برآورد كه امام زمان عليه السلام خواهد آمد و بر هر ظلمتي پايان خواهد بخشيد و پرده از چهره دروغگويان و جاعلان تاريخ برخواهد كشيد.
آدرس: دفتر پژوهش هاي موسسه كيهان --- صندوق پستي 3631/11365
يا
همدان: صندوق پستي 7148/ 65136
منبع: سایت بهائیت در ایران