چون بهايي نشدم زندگيم را گرفتند

 مدعيان حقوق بشر جنايت آفريدند

هگمتانه- گروه خبر: آن گروه روزنامه هگمتانه ـ 28/3/1385 

از همشهريان و هم استاني هاي گرامي كه سال هاي دهه 50 (هجري شمسي) را به خاطر مي آورند تصديق خواهند كرد درآن شرايط خاص فرقه ضاله، بهائيت كه ساخته و پرداخته استعمار بين الملل است چگونه توانست در شهرها و روستاهاي استان به ويژه در روستاهاي حاشيه شهر همدان تعدادي از جوانان ساده دل و خانواده هاي فقير و تهيدست را فريب داده و ظاهرا آنها، را به سمت كيش و آئين پوشالي خود بكشانند.

اين روند علي رغم تشكيل انجمن هاي ضد بهائيت در همدان و تلاش گسترده متشرعين و دلسوزان اسلام براي خنثي كردن تبليغات سوء اين فرقه تا اوايل انقلاب ادامه يافت تا اين كه پس از پيروزي انقلاب و افتادن نقاب تزوير از چهره مزدوران استعمار و فراماسونري بين الملل گروه گروه فريب خوردگان دوباره اسلام آوردند و با اعلام مراتب تنفر و انزجار خود در روزنامه هاي كشوري و محلي از مردم مسلمان ايران، ائمه معصومين(ع)، رسول مكرم اسلام(ص) و حضرت حجت (عج) عذرخواهي نموده و طلب عفو كردند. اما در عصر حاضر به دنبال اسلام خواهي جهانيان و همچنين وحدت ايجاد شده بين مسلمين از جمله شيعه و سني متاسفانه چند سالي است دوباره بهائيت جهاني با سرمايه گذاري هنگفت  و با استفاده از وسايل وابزارهاي مدرن ارتباطي در صدد جلب و جذب جوانان ساده دل برآمده و قصد ايجاد تفرقه در صفوف به هم پيوسته مسلمين را دارند. همانگونه كه در جلسه اخير شوراي اسلامي شهر همدان نيز نسبت  به تحركات اخير بهائيت در همدان  اعلام خطر شد در اين شماره با چاپ نامه  دادخواهي يك بانوي مسلمان از مسئولان ميخواهيم جدا در اين زمينه چاره جويي نمايند.

مدعيان حقوق بشر جنايت آفريدند

اينجانب مريم زارعي، مسلمان زاده و مسلمان در سال 1374 با مردي از بهائيان مسلمان شده بر اساس شرع مقدس اسلام و فقه جعفري ازدواج نمودم. در پنج سال اول زندگي به دليل دوري از تشكيلات بهائيت، زندگي شيريني داشتيم، اما از سال 1379 كه به مركز استان نقل مكان كرديم بازوان اختاپوسي تشكيلات بهائيت در زندگي ام گره خورد. آن ها كم كم توانستند همسرم را دوباره اغفال كرده و از طريق او درصدد ايجاد انحراف عقيدتي در من برآيند. تشكيلات بهائيت با چيدن مهره هاي گوناگون از عناصر بهائي در حريم زندگي ام قدرت اراده و تفكر را از من سلب نموده بود، آن ها با ظاهري كاملا فريبنده و مهربان و ليكن مسموم و هدفمند و كينه توزانه نسبت به اسلام و مسلمين وارد شدند. از زماني كه به هويت شيطاني آنها واقف شده و با تقاضاي آنها جهت گرايش و پذيرش بهائيت پاسخ منفي دادم. چهره واقعي آنها برايم نمايان شد و بهائيان با توسل به ترفندهائي كه از اربابانشان آموخته اند باب آزار و اذيت را گشوده و مرا از خانه و زندگي ام بيرون كرده و از ديدار دو فرزند خردسالم محروم نمودند. اي زعماي بزرگوار دين، اي علما و دانشمندان اسلام و اي مومنين به اسلام و مذهب تشيع و اي جوانان مسلمان و برومند شهر همدان بدانيد من از زماني كه به خواسته تشكيلات بهائيت پاسخ منفي دادم از بديهي ترين حقوق مادري خودم محروم شدم. آن ها با كتك كاري و تهديدات گوناگون از خانه و زندگي ام بيرونم كردند و حتي حق ملاقات با فرزندان خردسالم را از من گرفتند، زندگي ده ساله ام را به راحتي تخريب كردند. با كلنگ مهرباني و لبخند كانون زندگي ام را ويران كردند. با هجمه هاي فراوان تمام مقدسات مذهبي ام را نشانه رفتند. من از رياست محترم قوه قضائيه و مسئولين محترم استان طلب مساعدت داشته و دادخواهي خودم را از اين طريق اعلام ميرزا دارم و اميدوارم زندگي من درس عبرتي باشد تا ديگر مسلمين گول ظاهر فريبنده تشكيلات بهائيت و بهائيان كينه توز نسبت به اسلام را نخورند.

منبع: بهائیت در ایران